ادبیات شفاهی

ضرب المثل :

1- آدم حلال زاده نُمی بِگه منزلی بموش : ( آدم حلال زاده اسمش رو ببر جاشو تمیز کن )

2- اگه گوشنم گشنه ی نازم : اگر گرسنه ام بخاطر ناز کردن گرسنم اگر برهنه ام برهنه پیراهن قیمتی آستین بلند هستن اگر برهنم برهنه آستنی دارازم

3- اول بپرس بعداً بترس : اول سوال کن بعد هر کاری دلت می خواهد بکن

4- اویتی تمی تو کتلن خو بکن : می خواهد خودش را عزیز کند .

5- ای کِردی دوماد ، دلم ای دح رو : از کردار دامام دلم از دخترم سیر شد

6- ای درن در بمونه قوله کهنه بخونه : از درها در بماند قواله ی کهنه بخواهد

7- بهونه چکون زیر نکون : به بهانه کسی دیگر چیزی را خواستن

8- تٌ ای خوه مٌ ای برا زیادیت ای کجا : تو از خواهر من ازبرادر زیادی تو از کجا

9- چن چٌنک زنون کشار مردن : سخن چینی زنها و کشت و کشتار مردها

10-دل جگر کتک نابو تخم سگ آدم نابو : پیله کردن روی کاری که انجام نمی شود .

11- زنمی چه منی چه گونی : چیزی که ضرر دارد کم و زیادش مهم نیست .

12-سرای سراگرد بار ای هم تنگ : هر کسی با همسر خود می گردد و هر باری با هم وزن خود به منزل می رسد .

13- مردی نامردی هفت قدم : مردی و نامردی باهم فاصله ای ندارند

14- منای مکن ای مردم بند اگری و شنکن : کسی دیگر را مورد تمسخ قرار ندهد که یک روز می رسد خودت نیز به شکل او گرفتار شوی

15- همسایه یحلی من پندی بکن : از همسایه گله نکن به از او عبرت بگیر .