مو ناز تو ناخَورم

آی روتِنِت که اَی مات مِرای سَگی هم نَکه 
یی یَهتِنظِت که باریت اَی دوش مو کم نَکه 
آی سادگیت که هر رو دروگ دراس اَبندی 
یَی یُزنت که هر رو وَر تیپُم اَخندی 
یَه رو بَهونَه گری کی چَشَت کوتُهُم 
یَه رو اَگوی که مو ای دلت روتُهُم 
بیچه تو اِکِدهَ هر رو گپ اَهری تو دِهنُم 
پا گه بر یه سونی که مو رنگت ندیدم 
ویدی که گور شما کَد یه یَلُفتَی نِهین 
فایده نداره دگه گیشته گَپی هم دِهین 
باشَه بِرَ گپی نین مو هم به دل ناگِرُم 
ولی یه خُب اَدُنی مو نازتو ناخَرُم 
روتن و یهتن تو فرکی به حال مُ ناکن 
دِگَه گپُن تو هم چَنگی به دل مُ نازَنِ 
نادون چه بو دلاله که بین ما خراو بو 
ولی یه خُب اَدُنُم دل هر دومُن تلو بو 
مُ لِه بودُم دِگر حالی نَمَندِه 
مُ تو دستم دِگه مالی نَمَندِه 
بَه میلاکِت کَسم وقتی اَیایی 
اَدیدی که نَهَنگالی نَمَندِه 
**********

**********
هلو هالو 
هلو هالو کَنی داد گنشکُن ( هلهله و شادی کنید ای دختران ) 
هلو هالو کَنی زمندیلَ بُشکُن ( هلهله و شادی کنید ای زنجیر به پیشانی ها ) 
هلو هالو کَنی جای پتیده ( هلهله و شادی کنید عروس جایی پنهان شده ) 
یه لنگ ابریشمی و سر کشیده ( یه لنگ ابریشمی در سر کشیده ) 
ملک شیری وا باد اَگرده ( داماد با باد می گردد ) 
بَگِردِ حجله ی نمزاد اَگَردِ ( به دور حجله ی عروس می گردد ) 
ملک شیری رفته بِجاری ( داماد رفته به دنبال بذل و بخشش ) 
بجاری داد تِگش نوت هزاری ( پول هزاری بخشش کرده اند ) 
صد کاوُرمَ کاور گِچکی ( صد گوسفند می خواهم گلچین )
صد معجی مَ وی معجی رسمی ( صد شتر ماده تازه آبستن می خواهم ) 
صد مولَدمَ وی مُولَدِ رنگی ( صد کنیز زاییده می خواهم ) 
صد گُلم مَ وی گُلم عراکی ( صد غلام عراقی می خواهم ) 
*********
*
**********
- لالايي ها

مادران اين خطه از ايران براي آرام ساختن ، خوابانيدن و گاهي كه كودك گريه مي كند اشعاري مي خوانند كه با هلهله و لالايي همراه بوده ، سراينده اين لالايي ها معلوم و مشخص نيست بلكه از نسلي به نسل ديگر پيوسته منتقل گشته و به دست ما رسيده است.
عواملي چند در شكل گيري لالايي ها دخالت داشته و دارند كه مي توان عمده اين عوامل را كه از دين ، اعتقاد به قيامت ، قرآن و رنج و سوز مادران كه براي فرزندان متحمل مي شوند نام برد .
كه اشعاري تكراري مي شوند :
لَلُم لالا بكو تا خوابت بيايه 
بلا بر جون رودم نيايه 
لَلْ به بچه عزيز گفته مي شود و معني اين بيت آن است كه فرزندم دراز بكش و راحت باش تا خوابت بيايد و هيچگونه بلا و دردي برايت پيش نيايد . 
لا لایی های محلی
جمازی کَنُم تا شو بو ناشتای چُوکم دوشاو بو 
چوکُم ارو بَگازی کَلَ چُوکُن مارزی 
لا لا لای تو خواب داری تو میل شیر گاو داری 
شیر گاو گور گاویون پنیر تر گور چوپون 
اگر رودُم تو میل داری برو جونم خودت بستون 
لالالای گل آلو درخت سیب و زردآلو 
زرد آلو برآورده دو تا خوشه زر آورده بش چورم کم آورده 
ترانه های محلی 
جی سارو و سارو ( دلبر ای دلبر ) 
جی سارو سر شُشتَگُم ( دلبر سرم را شسته ام ) 
هیر و کلننر رُستَگُم ( عطر و ماده خوشبو به خودم زده ام ) 
مهار یُولیم دِ رَنجته ( مهار نقش و نگاری آویخته ام ) 
حَبطِ برُیم اِنجِتَ ( جهاز شتر را دوخته ام ) 
جی سارو لال بندگی ( دلبر ای مادر بندگی ) 
بی تَ ندارم زندگی ( بی تو زندگی ندارم ) 
تَ که رَوَی مَن چون کَنم ( تو که بروی من چه کار کنم ) 
دستمال دستت بو کَنم ( دستمال دستت را می بویم ) 
کیای برکوه تَوَی ( تو یکی از بدقولان هستی ) 
کولَ دو پنج روچ حاتَگی ( قول ده روزه داده ای ) 
یک سال و شش ماه رَفتگی ( در حالی که یک سال و شش ماه هست که رفته ای ) 
هَرو گوانت نیش بوتَکِن ( بچه شترها دندان پیری در آورده اند ) 
گوج و گورند پیر بوتَگِن ( بره ها و قوچ ها هم پیر شدند ) 
بچون که در گداز گتن ( بچه ها که در بازی بودند ) 
حالا دگه ریشش کوتَ ( حالا دیگر ریش و سبیل در آورده اند )