لازم دونستیم بعد از چند سال گذشت از طراحی وبلاگ صحبتی هم از ریش سفیدان و بزرگان آبادی داشته باشیم.
با توجه به مهم بودن موضوع با کمک یکی از دوستان( جهت شناسایی پیرترین هم روستایی) ،و مشخص شدن وی به نزد ایشان رفیتیم .
به عرض برسانم که ایشان پیرترین و در ثانی یکی از بزرگان و سرشناسان اهالی و طایفه شهرسانی(شهرستانی) می باشد
بیوگرافی :
نام : درویش (دروش)
نام خانوادگی : آشوبی خرگوشکی
نام پدر :رمضان (رمدون)
نام مادر : بسی
تولد : 1295
ساکن : روستای سورگ آباد (پاتلی گود)
ایشان فرزند ارشد یک خانواده پر جمعیت می باشند.
 تقریبا ۱۱۰ سال از عمر مشهدی‌ درویش می‌گذرد، اما هنوز که هنوز است قامتی راست ،و دستانی قوی دارد. گر چه اکثر پیران در همچین سنی دچار اختلالات و ضعف در شنوایی و بینایی می باشند، ولی  وی همچنان بینا-شنوا-و آگاه و هوشیار است
محال است کسی را دیده باشد و بشناسد و در مراجعه و برخورد بعدی او را نشناسد.
سحرخیز و پیگیر امور زندگی خود و خانواده‌اش است. او که بعد از عمری طولانی اینک با عصا راه می‌رود.گر چه مانند سابق چابک نیست ولی از آنجایی که وجود ایشان در جوانی محکم و مقاوم بوده است، بالشرط می توان گفت مسافتی که ایشان قادر می باشند روزانه پیادروی کنند،من و امثال من از رفتن به اینچنین مسافت هایی عاجزیم.
تصاویر مشهدی درویش آشوبی خرگوشی در جمع فرزندان و نوه ها
 
اکثر خاطره های مشهدی درویش معمولا بالای 110 سال را نشان می دهد.
بنظر می رسد دور دستی روستاها در آن زمان به مراکز ثبت، شناسنامه‌ای دیگر برای او رقم زده است و او در شناسنامه‌اش متولد ۱۲۹۵ است.
درویش آشوبی‌ خرگوشکی در روستای خرگوشکی در کنار هلیل‌رود پرآب آن سال‌ها پیش متولد شده.
پدرش در همان منطقه خرگوشکی به کشاورزی و دامداری مشغول بوده، هلیل‌رود آب فراوان داشته و تالاب جازموریان زیبا بوده است.
خاطرات زیبای زندگی خود را از سال‌های آبی جازموریان می‌گوید،
یاد می کند از سرسبزی زمینها و کشاورزی ها، از برکت و بارانها.یادی هم می کند از گله ها و چوپانان،از گله به گله شدن دامها. از صدای بع بع بره ها در دمادم صبح،از گرمی همسایه ها و همکاری اقوام.
یادش که می‌آید خشکسالی چه بلایی را سر جازموریان آورده، گوشه چشمش خیس می‌شود.
سال ۱۳۲۰ با دختر عموی خودم ازدواج کردم و حاصل این ازدواج سه پسر و چهار دختر بوده است،
قابل ذکر است که ایشان یک فرزند پسر و یک فرزند دختر را در جوانی از دست داده است.
حالا او سه عروس دارد و چهار داماد و ۱۰۵ فرزند زاده که همه اطراف خودش زندگی می‌کنند.از قدیم الایام تا تا به امروز پای به طرف مراکز درمانی نگذاشته جز به یک بار که با اسرار فرزندان جهت عمل جراحی چشم نزد پزشک رفته است.
کلا با نوع زندگی کردن ایشان، ایشان دلیلی برای مراجعت به دکتر نداشته است.

 
مشهدی‌ درویش اظهار داشتند:  هیچ‌وقت غذای سرخ‌کردنی نخورده‌ام، مرغ‌های یخ‌زده، برنج و کنسرو نمی‌خورم، حتی ایشان چندسالی بیش نیست که در خانه از کولر گازی استفاده می کنند. سحر خیز است و خود برای اعمال نماز و عبادت آماده می شود. بعد از نماز پیاده‌روی می‌کند و از حال بچه‌هایش خبری می‌گیردو راهی می شود به کارو زار.
مشهدی‌ درویش به خاطرات سال ۱۳۴۱(سالهای خشکسالی) اشاره کرد و افزود: مجبور به مهاجرت به خرمشهر و آبادان در سال ۴۱ شدیم و بعد از یک سال طاقت نیاوردیم و برگشتیم، اما دیگر هلیل آبی به خود ندید.

 
مسافرت با الاغ و شتر را براحتی بیاد می آورد . مسافرتهایی که بالای یک ماه و یک سال طول می کشید. مسافرتهایی که امروزه همان یک ماه و یک سال را به یک روز یا چند روز رسانده.
 
مشهدی‌ درویش گفت: از مسیر بم به کرمان و مشهد می‌رفتیم. با حیوان یک ماهی طول می‌کشید تا به کرمان برسیم و از آنجا سوار کامیون می‌شدیم و به مشهد می‌رفتیم و پس از زیارت بر می‌گشتیم.
نکته جالب این خانواده بزرگ و پرجمعیت این است که همه دختران و پسران خانواده با هم ازدواج فامیلی دارند و هیچ‌گونه بیماری ژنتیکی در بین آنها مشاهد نشده و همه زندگی سالم و خوبی دارند.
مشهدی درویش از ازدواج آسان خودش هم گفت که مهریه همسرش دو نفر شتر، سه مثقال طلا و پنج من مس بود و بیشترین مهریه را عروس آخرش دارد که ۱۱۴سکه مهریه‌اش کرده‌اند.
نکته ای که مهم و قابل گفتن نیز هست اینه که همانطور که قبلا  به عرض رسانده بودیم رمضان آشوبی (عضو شورای سابق سورگ آباد) و حمزه بازگیر ( عضو شورای اسلامی روستا) از فرزندان و فرزندزاده های ایشان می باشد.
ایشان در سالهای قدیم خشکسالی اولین کسی بودند که به همراه مشی (مشهدی)موسی پایند(بزرگ طایفه شهرستانی با فامیلیه پایند) به روستای سورگ آباد هجرت نمودند و زندگیه یکجانشینی در این روستا رو رقم زدند.
 از خداوند منان برای این پدر بزرگوار و ریش سفید طلب سلامتی و دعای خیر می نماییم.
ایشاالله که دعای خیر ایشان هم همیشه همراه ما باشد.