با وجود گرمای طاقت فرسای قلعه گنج و زمستانهای سرد خشکش و با وجود خشکسالیهای پی در پی و عدم بارش باران دیگر نای چندانی در وجود مردم  پیدا نمی شود ،مردمی که دم از مهمانداری و خونگرمی می زنند.

این سردی  و گرمی داتی طبیعت شامل سورگ آباد ما هم می شود ، سورگ آبادی که روزی مردمش از دم صبح که چشم می گشودند تا شب فقط و فقط سبزی چمن ها را می دیدند.

اما امان از روزی که این خشکسالیها شروع شد، نه چمنی دیده شد و الان هم که اصلا آبی جهت نوشیدن پیدا نمی شود.

 

 

          این منبع آب روستای سورگ آباد است که هنوز طعم آب شیرین را نچشیده است.

چندین سال(از سال 1388-1389) می باشد که به حتم می توان گفت مردم روستا یک لیوان از آب لوله کشی منزل را جهت نوشیدن استفاده نکرده اند.مشاهده شده است که چندین خانواده  به همین دلیل  مجبور به ترک روستا و به روستا ها یا شهرهای دیگر مهاجرت کرده اند.اینها کسانی بوده اند که دادشان به هیچ جا نرسیده نه به مسئولین روستا و نه بالاتر.

هستند بعضی ها هم که که هم اکنون با هزاران بدبختی( شامل بیکاری از یک طرف نداشتن آب آشامیدنی از یک طرف در تابستان هم مشکل نرسانات برقی از یک طرف) و از روی مجبوری در روستا زندگی می کنند .

گناه مردم چیه که بی آبند.چرا کسی از مسئولین کاری برای مردم این روستا نمیکند. مردم روستا تشنه آب و گشنه نان نیستند .چیزی که مردم روستا را می رنجاند بی محلی کردن مسئولین روستا در بهبود  حال و روز مردم می باشد، مردمی که اکثرآ بی سواد واز نظر اجتماعی زیر صفر هستند چطور می توانند حرف خود را به کرسی بنشانند.

مردمی که جهت آب آشامیدنی مجبورن به روستاهای اطراف بروند و از منازل اقوام آب آشامیدنی خود را تهیه کنند آیا لایق کمک و همکاری نیستند آیا این مردم حتمآ باید به مسولین مراجعه کنند یا همین که مسئولین خود شاید این همه گرفتاری و بدبختی آنها هستند بس است.

من به نمایندگی از مردم روستا چنانچه مسئولی این متن را می خواند بدیوسیله درخواست می نمایم که در صورت امکان به مشکلات این روستا از قبیل آب آشامیدنی و نوسانات برق بخصوص در فصل تابستان رسیدگی نمایید تا هم ثواب این دنیا رو ببرید و هم دعای خیر اون دنیا.

آری دوست عزیز مردم روستای سورگ آباد تشنه هستند اما نه تشنه آب، بلکه تشنه محبتند.