فوت جانگداز جوان ناکام علیرضا محرم زاده

دیدی ای دل که خزان با گل و گلزار چه کرد
تیغ طوفان بلا با گل بی خار چه کرد
شعله شمع به آرامی و مظلومی سوخت
داغ آن با دل پروانه بی یار چه کرد
هر که را خوابگه آخر مشتی خاک است
گو چه حاجت که به افلاک کشی ایوان را
ماه کنعانی من مسند مصر آن تو شد
وقت آن است که بدرود کنی زندان را

فوت جانگداز و نابهنگام جوان ناکام علیرضا محرم زاده را به خانواده آن محروم تسلیت عرض می کنم.
انشاالله باقی عمر ایشان بقای عمر خانواده باشد.
+ نوشته شده در شنبه بیستم شهریور ۱۳۹۵ ساعت 18:0 توسط جاوید پایند
|
با سلام ..!!!!